یادداشت مدیر مسئول خزر
گورخواب های رشت، شب ها کجا می خوابند؟

مدت ها پیش بود که سرگذشت عجیب مردی در رشت را رسانه ای کردیم. مردی که در لابه لای حرف هایش پرده از حقایق تلخی برداشت که هنوز هم از ذهن و یادم پاک نمی شود. وقتی برای اولین بار تصاویر گورخواب های نصیرآباد را دیدم، ناخودآگاه به یادش افتادم. یادم آمد که می گفت […]

axe134535
تاریخ انتشار : شنبه, ۱۱ دی , ۱۳۹۵

مدت ها پیش بود که سرگذشت عجیب مردی در رشت را رسانه ای کردیم. مردی که در لابه لای حرف هایش پرده از حقایق تلخی برداشت که هنوز هم از ذهن و یادم پاک نمی شود.

وقتی برای اولین بار تصاویر گورخواب های نصیرآباد را دیدم، ناخودآگاه به یادش افتادم. یادم آمد که می گفت برخی شب ها را در توالت به سر کرده. می گفت افراد دیگری هم در همان توالت شب ها را به سر می کنند. یادم آمد نه معتاد بود و نه موادفروش خرده پا. از کار افتاده ای بود که حرف هایش مو بر تن سیخ می کرد. البته مکان آن توالت عمومی را هم گفت. در یکی از میادین مهم شهر رشت. نامش را به یاد دارم اما نمی آورم. آخر بعضی ها می گویند بعد از رسانه ای شدن موضوع گورخواب ها، همان گور را هم از دست داده اند! شاید این ها هم همان توالت را در این شب های سرد زمستانی از دست بدهند.  بالاخره تحمل بوی بد بهتر از تحمل سرمای کشنده است.

می گفت که می خواهد به شهر و دیار خودش برگردد. بعد از آن مصاحبه یکی دوبار دیگر هم دیدمش اما بعد از آن دیگر نیامد. من هم تا همین چند روز پیش که تصاویر روی سیاه گورخواب ها را دیدم، اصلا دیگر به یادش نیفتادم! شرمنده از فراموشی بودم. تو گویی روی سیاه گورخواب ها، حسابی رو سیاهم کرده بود!!

توالت خوابی، اگر بدتر از گورخوابی نباشد، بهتر هم نیست! در همین رشت خودمان هم هستند. اگر مسئولی تماس بگیرد و مطمئن شوم که همان توالت را از دست نمی دهند، حتما آدرس همان یک توالتی که می شناسم را می دهم. البته زیر پل عراق هم یک زاغه ای را دیدم که یکی دوبار توجهم را جلب کرد، آدرس آن را هم حتما می دهم! آدرس آن کارتن خواب هایی را هم می دهم که شهردار رشت و یکی دو تن از اعضای شورا، یک شب برایشان غذا بردند! البته با دوربین های مجهز فیلم برداری هم کردند و با رسانه های مجهزتر خبرش را انتشار دادند!! اصلا آدرس آن بنده خدایی را هم می دهم که همین چند شب پیش در سایت دیوار آگهی گذاشته بود. یک جنس دست دومی داشت که گویا دیگر به دردش نمی خورد. گذاشت که بفروشتش و پولش را به قول معروف به زخمی بزند. کلیه دست دومش را می خواست بفروشد!

گورخوابی یا توالت خوابی، همه زاییده یک دردند. همان دردی که حقوق یک ماهه ذخیره انقلاب آقای صفدر حسینی درمانش است. همان دردی که دختر آقا صفدر درمانش را از سفره انقلاب به عنوان سهمش برداشت کرده بود.

ذخیره انقلاب، آقا صفدر، شما به سلامت باشید! سایه تان مستدام! وگرنه خواب که خواب است. در گور، در توالت مثل آن ها و در روی تشک پر قو، مثل شماها!! چه فرقی دارد؟!

حسین خاکزاد


عضو هیئت نظارت بر انتخابات شوراهای اسلامی شهرستان رشت:
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به گیلان نوین می باشد و استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و تولید: 40site.ir