8000 ستاره درخشان گیلان
شهیدی که موج گرفتگی شدید هم مانع شهادتش نشد

شهید بزرگوار محمد اصغری خواه در تاریخ دوم خرداد ۱۳۴۰ در روستای فتیده شهرستان لنگرود در یک خانواده مستضعف ولی متدین و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. تعلیم و تربیت محمد، در خانواده‌ای مؤمن متعهد و متقی از همان اوان کود کی فطرت خداجویی و عشق به ائمه اطهار (ع) در وجودش ریشه دوانید. […]

۱۳۹۶۰۳۲۱۰۰۰۰۵۵_Test_PhotoH
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۳۹۶

شهید بزرگوار محمد اصغری خواه در تاریخ دوم خرداد ۱۳۴۰ در روستای فتیده شهرستان لنگرود در یک خانواده مستضعف ولی متدین و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد. تعلیم و تربیت محمد، در خانواده‌ای مؤمن متعهد و متقی از همان اوان کود کی فطرت خداجویی و عشق به ائمه اطهار (ع) در وجودش ریشه دوانید.

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر نهاد و متوسطه را در شهرستان لنگرود با نمرات عالی سپری کرد و برای ادامه تحصیل در کنکور شرکت کرد و دو مرحله در دانشگاه امام حسین (ع) پذیرفته شد ولی با توجه به نیاز زمان حضور در جبهه را ارجح به حضور در دانشگاه دانست

شهید اصغری خواه تحصیلات دبیرستان را در مدرسه ملی مهدوی گذراند که توسط روحانیون اداره می‌شد و به همین علت روح آزادی‌خواهی از همان زمان تحصیل در او تعالی پیدا کرد و در جلسات مخفیانه روحانیون مبارز که در روستای فتیده و لنگرود برگزار می‌شد شرکت می‌کرد و توانست زمینه فعالیت جوانان را علیه حکومت طاغوت فراهم کند.

او که برای رسیدن به آزادی و برقراری حکومت اسلامی دست از جان شسته بود هرروز با غسل شهادت پا به بیرون از خانه می‌گذاشت و در تظاهرات علیه طاغوت شرکت می‌کرد. «محمد» انسانی باتقوا، متواضع، متعهد، قاطع، مخلص، مدیر و مدبر بود، وی در مواجه با هر چیزی سعی می‌کرد با تعقل و تدبر برخورد کند و تابع احساسات زودگذر نباشد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و برای حفظ دستاوردهای آن ابتدا در کمیته انقلاب اسلامی شروع به فعالیت کرد و با تشکیل سپاه لنگرود جذب سپاه شد و تلاشی بی‌امان کرد، به‌ویژه در اوایل پیروزی که اوج شیطنت گری نوچه‌های آمریکا و دشمنان قسم‌خورده انقلاب بود، در سرکوبی آنان و پاک‌سازی شهرستان لنگرود و روستای تابعه تلاش بسیار کرد. محمد، مدتی مسئول عملیات سپاه و مدتی هم فرماندهی بسیج را بر عهده گرفت.

زحمات زیادی را برای حفظ و حراست و پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی متحمل می‌شد و بلکه بر خود تحمل آن مشکلات را تکلیف می‌دانست و مصداق اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بود. سال ۵۹ به سنت دیرپای محمدی (ص) گردن نهاد و از بستان او دو گل (۱ پسر و ۱ دختر) به ثمر نشست، به لطف خدا این عزیزان امروز از مباهات و فخر کشور اسلامی ما می‌باشند.

با آغاز جنگ تحمیلی بارها و بارها به میدان‌ها نبرد با دشمن کافر بعثی عزیمت کرد و مردانه در عملیات ثامن‌الائمه، فتح المبین، بیت‌المقدس، رمضان، کربلای ۵ و ۴، نصر ۴ جنگید و از خود دلاوری و رشادت زیادی بجا گذاشت.

مدیریت و توانمندی او باعث شده بود که فرماندهی گردان‌های امام حسین (ع) امام رضا (ع) و کمیل در زمان‌های مختلف به وی سپرده شود و حتی پس از عملیات به علت موج گرفتگی شدید مدتی نتوانست در جبهه حضور پیدا کند، به همین علت سعی کرد در امور تعلیم و تربیتی شهرستان لنگرود به تربیت علوم قرآنی فرزندان آن خطه بپردازد ونیز مسئولیت مانورهای شهرستان چون (ما نور آزادی و قدس و خندق) و مسئولیت واحد بسیج سپاه لنگرود را بر عهده بگیرد ولی روح آزاده او با این خدمات آرام نمی‌گرفت.

مجدد راهی جبهه‌های جنگ شد، محمد به همسر مکرمه و فرزندان دلبندش و پدر و مادر عزیزش بسیار عشق می‌ورزید ولی دفاع از اسلام و یگان اسلامی را در اولویت برنامه‌های زندگی خود قرار داده بود.

او با نوشتن نامه‌هایی برای فرزندان خردسالش و پیش‌بینی روزهای آتیه آن‌ها که بدون حضور فیزیکی پدر سپری خواهد شد و علت ایثارگری‌اش و اعزام‌های مکررش به جبهه‌های نبرد و فلسفه انتخاب نام سجاد برای فرزندش، مبارزه با ظلم و ستم، دفاع از مظلوم، حمایت از ولایت‌فقیه و اطاعت از آنو … توصیه و تأکیدهای فراوان داشته و پس از ماه‌ها جنگیدن بی‌امان سرانجام در اول آذر ۱۳۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ پس از وارده کردن صدمات سهمگین به دشمن بعثی عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش تا ۲ سال و نیم بر بلندای بانی بنوک باقی ماند و در مهر ماه ۶۹ پس از تشیع باشکوه در مزار شهدای روستای فتیده لنگرود و در کنار هم‌رزمانش به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/


تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به گیلان نوین می باشد و استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و تولید: 40site.ir